شعر کردی .......

چتر جو چویر چویر جو چتر          پرورده  کردگه  و  گلاوِ  عطر

چترجو لولاو به خه ولاوه        کچگانه ی چن کس نایده وگاوه

چترگد خنج که تا خوش نما بو      ترتیبی  و بان  شکل  گونابو

سلام

هر کس معنی این شعر زیبای کردی رو بگه جایزه داره!!!

شرح هجرت مريدان دانشگاه صنعتي كرمانشاه به كتاب سراي بين الملل طهران

برفتيم 11 شب با چابار اسكاني1 به سوي طهران، آن طهراني كه هر دم بود آوازش مهد دمكراسی!

رسيديم 9 صبح آنجا، چه طهراني، شده تهران، به زيرش رو گذر، رويش خيابان، جاده هاي پيچ در پيچ، بزرگ راه هاي طولاني.

ز من پرسيد رندي كز كجا بودي و گشتي تو روان اينجا از كدامين شهر و آبادي؟

بگفتم مهد من باشد دانشگاه صنعتي كرمانشاهي!

بگفتا اين همان رازيست كه دانشجوي آن هر دم ز اوضاعش ناراضيست؟

بگفتم خير، كه دانشگاه ما خود بوده مستقلق2 ز اول از همان رازي.

كلاهت را تو كن قاضي...

به جاي ديگري دادند بن تخفيف به اين رازي، به آزاد و پيام نور و پودماني و هر غازي !

همي گفتند مسولان آن دخل عظيم الحجم، كه گشتي تو خمار حتما، كجاست اين صنعتي اين جايگاه بخت و دلبازي!

بگفتم تو نكن توهين، بود خون قديمانم درون رگهاي من جاري، مگر تو خود آبرويي نداري؟ چرا دادي اجازه كه كني با دان3 ما بازي؟

خلاصه ديده ام شد باز ز ناسامانگي در آن، جايكاه سياسي، مركز كشور، آن مهد دمكراسي.

ز احوالم اگر برسي شدم داغان و خسته، معده درد،سر درد، كمي گشته م حيران ز احوال دانمان4، مشوش و وسواسي.

خدايا خود بداني كه ندارد دان ما ناخالصي ، بود دلها درآن باك و زلال جون رود.

بگردان بخت ما روشن، دانشگاه ما معروف كه اسم آن باشد هر كجا،هر دم،وزارت، خارج و داخل ، سفارت، جايگاه علم و ماشين كميكار و ربات و پيشرفت و سرفرازي...



  توضیحات:

1-اسکانی:منظور همان اسکانیا است(بنا به وزن الف انتها حذف شده)

2-مستقلق:همان مستقل که به ضرورت وزن تغییر کرده!

3-دان:مخفف دانشگاه

4-دانمان:دانشگاهمان

شعرهای عاشقانه با واژه های برقی !!!


ای که نگاهم به تو همچو یک دیودی زنر!

یک دم کن نگاهی تا نگردی بایاس معکوس!

گر بگردی تو همی بایاس معکوس ...

باشد که شوی ناراحت و مایوس...

زیرا که نیست زنر با کسی وفا دار

بشکند چو ولتاژ شود زیاد و پیروز...!!!

عجب شعری شد...!!!

در جای دیگری شاعر سعید ص... می فرماید

ای که یادت همچو  پونز نوک تیز ته کفشم

همچو تو بایاس مستقیمی ندیده ام هرگز!!!


کلیپ بازی دو تیم منتخب مسکن و منتخب کرمانشاه


برای دانلود کلیپی از مسابقه اینجا را کلیک کنید!




توضیح:مطلب دیدار دو تیم منتخب کرمانشاه و شهرک مسکن را از همین وبلاگ بخوانید.

بازم سلف و غذاهاش......!!!

سلامی دگر دارم بر خدمت دوستان ارجُمند...

بازم گزارش.اما دیگه فوتبالی نیست.

دانشجویان دانشگاه صنعتی یک هفته غذای سلف رو نخوردند...

چند تا عکس از این ماجرا اینجا می ذارم

آیا مسئولان نباید برای این اعتراضات و همچنین تحصن دانشجویان دانشگاه رازی نسبت به غذا فکری کنند؟
تا کی این آشغالا رو باید خورد؟تا کی تو غذا مو و حلزون و خاک باید پیدا کرد؟؟؟
(توضیح این که غذای دانشگاه ما از سلف دانشگاه رازی تامین میشه)

دیدار دو تیم منتخب کرمانشاه و شهرک مسکن

كي ميگه دانشگاه ما امكاناتش كمه؟؟هركي اينو ميگه به گزارشي كه همين الان به دستم رسيد توجه داشته باشيد؛

بازي بين دو تيم منتخب از دانشجويان برق ورودي 87(البته من 86ام ولي 86يا بهم ميگن 87تي!!)دانشگاه صنعتي كرمانشاه واقع در ورزشگاه 200000نفري آزادگان........واقع در میدان آزادگان.....!!!

خب بازي شروع ميشه.تيم مسكن با تيم منتخب تمام شهر كرمانشاه بازي رو شروع ميكنن!!!!

متاسفانه تعداد تماشاگران دو نفره اونم حميد و آرش كه حمید وظيفه تصوير برداري رو هم بر عهده داره...!

داور "خرزو" سوت ميزنه!!بازي شروع ميشه،در تيم مسكن سعيد ساق فولادین دروازه بانه، دفاع ها همه آمدن حمله!حمله محمد، عليرضا و عرفان هستند،

سعيد ص هم وظيفه خطير روحيه دادن به بقيه رو بر عهده داره ،او كه در یک نگاه شايد يه هاف بك به نظر بياد فقط يه جمله رو تكرار ميكنه،آرام،آرام.و با هر بار گفتن اين جمله آرامشي عجيب تمام اعضاي تيم رو فرا ميگيرد!!به طوري كه از فرط آرامش دامنشان از دست برفت و توپ رو واگذار ميكردن!!!)  گذاردن اين طوريه يا با ز؟؟؟)

تيم منتخب کرمانشاه هم شامل اینا بود: خودم تو دفاع!، عبد الله بك فروارد(يعني عقب جلو ميرفت همش)البته نام ديگر اين بازيكن سوباسا ست!!، سعيد رنالدينيو هاف بك ،مختار  حمله،صابر كاكرو همه جا و امير فرصت طلب در نك حمله(او فقط توپ هاي ارسالي به سمت دروازه را با ضربه كوچكي وارد دروازه ميكرد)!!

ناگهان سعيد فولاد حركتي رو به سمت دروازه تيم منتخب آغاز ميكند.(دروازه رو رها میکنه.)

او فقط نعره ميزند و كسي ياراي مقابله با او را ندارد، نفس ها در سينه حبس است، ساق هاي فولادين او معروفند.....

تا اين كه بالاخره صابر كاكرو با يك تنه توپ را از او ميگيرد.

شانس آورديم كه داور "خرزو" حواسش نبود!!!

ضد حمله براي تيم منتخب شكل ميگيرد.عبدالله سوباسو به مختار و مختار هم به سمت دروازه شوت ميكند و امير هم به توپ ماليده ميشود و گل....!!!

توي دروازه...گل به اسم امير ثبت ميشه....عجب بازیکنیه این امیر... و عجب پاس گلی میده مختار.

متاسفانه به دلیل پخش هم زمان دیدار دو تیم استیل آذین و پیروزی نیمه دوم این بازی پخش نخواهد شد.

در نهایت بازی 8-5 به سود تیم متخب به اتمام می رسه...!!!