ریاضی مهندسی(امتحانش)
حالا بعد از بیست دقیقه گردش در حیاط با صفای علوم اجتمایی بالاخره با وساطت Mr باویلی از بی خانمانی در اومدیم.و سالن اجتماعات دانشگاه مذبور رو غصب کردیم.
توضیحات:مثل یه قناری تو قفسم,واسه پرواز میگیره نفسم,(خوب سیگار نکش)داد کمک میکشم کسی نیست بگیره دستم,راهی نیست ,تو نا امیدی نشستم....
بعداز چند دقیقه اضطراب(یعنی انتظار)
صاحبش اومد.یعنی همونی که میگن هم دکتره و هم مهندسه و هم مهندسی پزشکی خونده هم الکترونیک هم...!ولی ریاضی مهندسی درس میده...!
وای بر ما,آمد."هی هات منه ذله".
برگه های پاسخ پخش شد.نچ نچ نچ نچ...
سپهر این وظیفه خطیر رو بر عهده داشت.یکی دیگم بود ولی مهم نیست(یعنی نمیشناسمش!)
سپهر,آن یل دیو سان.آن پهلوان عرصه نبردهای تن به تن
.با راه رفتنش به تن همه لرزه میافتاد.
شش تا سوال کوچولو موچولو که فقط سوال پنجش تا واو پیش میرفت!
بسم الله رحمان مجید.
اعوذو به لله منم شیطان لعین.
از سوال یک شروع کردم!
به اصطلاح استاد سوالا همه راحت بود(همون گلابی خودمون!)
ولی به نظر من... .خب سوال یکو دست و پا شکسته جواب دادم.این شد 8 نمره(از 100 نمره).(بالا خره تحلیلش کردم.دیدم تحلیلی نیست!البته امیدوارم...)
سوال دو واقعا گلابی بود....
(چه عجب از این طرفا)(100 /16=8+8)هر کی اینو ننوشته کلش بو خورشت گلابی,قرمه سبزی میده.
از سوال سه به بعد بختم سرو ته شد(16/100)
چهارمی رو بگو:اثبات لم (ترکا میگن گردان ,عربا بهش میگن جوردان,ما هم از لج اونا میگیم ژوردان!)فکر میکردم بلدشم.تقریبا یک صفحه از 367 صفحه کتاب مذبور بود که من به جای 1/367 ام تایمم 10/367 ام خونده بودمش ولی طبق فرمول 10/367=X/100 و X=2.7247 و چون نرسیدم دورش کنم,پس طبق قانون "بقای بار یاد گرفتنی ها"یادم رفته بود. 0.0000%=2.7247%
دیگه داره یواش یواش جلو چشام سیاهی میره.قولنجم درد میکنه.یه نگاه به دورو بر میندازم...همه سرشون رو برگشونه انگاری میخوان قانون ک ی ر ش ف رو اختراع کنن.
دکتر مهندسم تو این هاگیر واگیر انواع فیگور های رشته پهلوان پرور بدنسازی رو برامون در مباورد!(یعنی دیدین چه طور پدرتونو در آوردم!فکر اینجاشو نکرده بودید...)
دو سه نفر سعی میکنن قولنجشونو بشکنن.اونا با متمایل کردن خودشون به پشت و تجاوز به حریم نفر پشت سر میخوان این کارو انجام بدن.ولی من از تو چشمشون میخونم که موفق نشدن.(آخه یکی نیست بگه از زاویه پشت سر مگه توی چشمم معلومه...) ![]()
مگه قولنج شکستن به این سادگیه؟ حد اقل یه نفر کمکی گردن کلفت
لازمه تا دو سه تا صدای خوشگل از غضاروف مافوق فرد ذبر شده در بیاد.
حالا از بحثای پزشکی که خارج بشیم میرسیم به سوال پنج که مشتمل بر الف تا واو بود.
الف,ب,ج,د,ه,و
الف تا وسط.ب تا یک چهارم میانی. ج تا تو آفساید(داور سوت زد)مراقب گفت سرت رو برگه خودت باشه.خلاصه بعدش د,ه,و.
سوال شش رو نوشتم.فقط خدا و استاد میدونن که درست نوشتمش یا نه؟
برگه رو دادم به دکترای مهندسی.چشمتون روز بد نبینه تا اومدم بلند بشم دنیا جلوی چشمام چرخید.پاهام رمق بلند شدن نداشت.هر جور بود با کمک چند تا صندلی تعادلم رو به دست آوردم و با نهایت غیرتم تلاش کردم تا جلوی همین چند تا اناث د ص ک دراز نشم و تبدیل بشم به سوژه خنده ذبور!
بالاخره به بیرون از اون سالن اجتماعات(امتحانات)رسیدم,تازه متوجه شدم که نه بابا دنیای دیگه ایم هست.هنوز پرنده ها میخونن.هنوز حراست دم دره. هنوز دخترا دارن تو حیاط پچ پچ میکنن و میخندن.هنوز پسرا سعی دارن با دلقک بازی های بیمزه شون دخترا رو بخندنن. ![]()
یه هو سید از پشت سر صدام کرد:فلانی امتحانو چه کارش کردی؟
فکرشو بکنید چه حالی بهم دست داد؟همه سوالاشو از ب "بسم الله" تا میم "علی العظیم" باهام چک کرد و مطمین شد که از من بیشتر میشه. بعدش رفت.(بری دیگه بر نگردی!)
چند روز بعد سر کلاس ریاضی مهندسی:
چند تا از اناث(جمع مکسر مونث)دانشگاه ذابر(مصدر فاعل از فعل ذبر یعنی مذبور)دور استاد حلقه زده و دسته جمعی بر وزن عمو زنجیر باف بــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــه باش شعر میخوندند:
قسمت هایی از دیالوگ:
_اناث:(دماغا رو برای هر چه واقعی تر شدن ماجرا بگیرید)استاد,ما امتحان رو خراب کردیم. راهی برای جبرانش هست؟
_
استاد:(حالا میتونید دماغتون رو ول کنید و یه نفس عمیق بکشید), (در کمال آرامش)حالا مگه چند میشین؟
_(دماغا رو ....)استاد اگه خوب تصحیح کنید شاید ........ بشیم.ولی قول میدیم از حالا تا پایان ترم just این درسو بخونیم(در لابلای صحبتشون من شنیدم که یکی از دخترا برای قانع کردن استاد همش جون مادرشو قسم میخورد!)
_
دکی:حالا شما بخونید ببینم چی کارش میکنم!(وعده سر خرمن)
حالا منم یه توصیه به ذبور دارم:اگه میتونستید که اولش میخوندید حالا اگه میتونید الکترو وحشت و مدار رو بیخیال بشید بسم الله ,ما که حسود نیستیم.
اگه میبینی ایرادی داره یا خیلی مزخرفه رو در بایست نکن تو نظرات بنویس.(تا درستش کنم!)
....ادامه ندارد


